عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

220

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

ازيشان دريغ دارد يا نه ؟ گفتند نه - گفت بخدايى خداى كه بندگان را بمغفرت خود نواختن بنزديك حق آسانتر است از آن دانگى سيم آن مخلوق به اين جمع فراوان . النوبة الاولى قوله تعالى - : وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ - و نيك دانسته‌ايد و شناخته الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ ايشان كه از اندازه در گذشتند از شما ، فِي السَّبْتِ در صيد كردن روز شنبه فَقُلْنا لَهُمْ گفتيم ما ايشان را كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ كپيان « 1 » گرديد خوار و خاموش . فَجَعَلْناها نَكالًا - آن را نكالى كرديم لِما بَيْنَ يَدَيْها ايشان را كه فرا پيشند وَ ما خَلْفَها و ايشان كه پسانند ، وَ مَوْعِظَةً و پندى كرديم لِلْمُتَّقِينَ ايشان را كه ميخواهند كه از عذاب و خشم خدا پرهيزيده آيند . وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ - ياد كن آن زمان كه موسى گفت قوم خويش را إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ اللَّه ميفرمايد شما را أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً كه گاوى ماده بكشيد ، قالُوا جواب دادند ايشان و گفتند أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً ما را مىافسوس گيرى قالَ گفت موسى أَعُوذُ بِاللَّهِ فرياد خواهم بخداى ، أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ كه من از نادانان باشم . قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ - موسى را گفتند خداوند خويش را خوان و ازو خواه يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ تا ما را پيدا كند كه آن گاو چه گاويست . قالَ گفت موسى إِنَّهُ يَقُولُ كه اللَّه ميگويد - إِنَّها بَقَرَةٌ آن گاويست لا فارِضٌ نه سوده دندان و نه زاد زده ، وَ لا بِكْرٌ و نه خردى نيرو ناگرفته عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ نه پير است و نه نوزاد ، ميان اين و آن - فَافْعَلُوا ما تُؤْمَرُونَ بكنيد آنچه شما را مىفرمايند و مپيچيد .

--> ( 1 ) كپيان : جمع كپى بوزينه .